شمس الدين محمد بن محمود آملي
246
نفائس الفنون في عرائس العيون ( فارسى )
ملخ دليل لشكر بود منج انگبين مردم بسيار منفعت باشند و كثرت ايشان زيادتى مال بود . يعسوب مردى حقير بود كه خود را بزرگ داند . پشه و شپش مردم ضعيف و حقير باشند كيك سبكدل باشد پروانه مردم خسيس دل بود و خود را در تهلكه اندازد باز پادشاه قادر و عقاب و كركس نيز همچنين اگر آموخته باشند . اما اگر از مرغان نيآموخته باشند دليل فرزند بود اگر بيند كه با اين مرغان صيد مىكند عمال سلطان او را منقاد شوند . و اگر گوشت يا پر ايشان بيابد عمل و مال سلطان بود اگر از ايشان گزندى بيند به اندازه آن از پادشاه رنجى به دو رسد . اگر از مرغان يكى او را بر دارد و در هوا برد در ميان خلق معروف و مذكور گردد و شاهين و چرخ و ديگر مرغان شكارى به اندازه قوت و ضعف او همين تعبير دارد كلاغ و زغن فاسق و دروغ زن بود و اگر بيند كه كلاغ شكار مىكند غنيمتى يابد كه بشرع پسنديده نبود سيمرغ خليفه باشد و زهاد و عباد نيز بود طاوس پادشاه عجم بود يا مال بسيار و زن صاحبجمال نيز باشد كلنك مردى مسكين غريب باشد . اگر كلنكى يابد چيزى از دست او برآيد و باشد كه با يكى شركتى كند كه از آن نفع يابد . لقلق مرد عادل بود تذرو مرد غدار بود عقعق مرد بى عهد و بيحفاظ بود . حكيم هيات گويد اگر كسى بيند كه مىخواهد عقعق را بگيرد كارى طلب كند كه بدان نرسد . خروس مرد عجمى باشد با درم خريده ماكيان خادم و خدمت كار و بنده بود . اگر بيند كه ماكيان را بكشت كنيز بكر را بكارت برد . كبوتر كنيزك باشد اگر بيند كه جماعت كبوتران بسيار بجانب او مىآيند منفعت بسيار يابد و اگر بيند كه گوشت كبوتر مىخورد از زنان منفعت يابد و نصيب جويد . كبك زنى نيكوى و ناموافق بود . اگر بيند كه كبكى مىكشد حاجت بيابد فاخته زنى بيدين و نامعتمد بود